لسان الملك سپهر
2223
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
من يكظم الغيظ يأجره اللّه : كسى كه هنگام غضب عنان نفس را بكشد خداوندش جزاى خير دهد . من يصبر على الرّزيّة يعوّضه اللّه : كسى كه در مصيبت صبر كند خداوند او را عوض دهد . سيّد القوم خادمهم : هر كس در قبيلهاى بزرگ شد از زحمت زيردستان ناگزير است . النّاس كاسنان المشط سواء : مردم مانند دندانهاى شانه با هم شبيه و مساوىاند . اليمين الفاجرة تذر الدّيار من اهلها بلاقع : سوگند دروغ خالى مىگذارد ديار را از سكنه آن مانند بيابان . اعجل الشّرّ عقوبة البغى : سريعتر شرّى كه دامنگير شود كيفر بغى و طغيان است . اسرع الخير ثوابا البرّ : سريعتر خيرى كه دستگير شود نيكوئى با مردم است . النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة : مردم در اختلاف خلقت مانندهء معادن سيم و زر باشند . الرّزق بالصّدقة : صدقه كردن مال وسيلهء وسعت رزق است . ادفعوا البلاء بالدّعاء : خداى را بخوانيد تا دفع بلا كنيد . الصّحة و الفراغ نعمتان مكفورتان : صحت از اسقام « 1 » و فراغت از آلام دو نعمت است كه مردم ندانند و كفران آن كنند . هيبة الرّجل لزوجته ، تزيد فى عفّتها : خوف مرد در دل زن ، عفت و عصمت او را به زيادت كند . لا طاعة للمخلوق فى معصية الخالق : روا نيست معصيت خالق را اقدام كردن ، براى طاعت مخلوق . الكذب يجانب الايمان : دروغ زدن ايمان را به دور افكند . من اثنى فقد كفى : كسى كه منعمى را به سزا ثنا گفت ، نعمت او را پاداش كرد . قلّة الحياء كفر : بىحيائى شعبهاى از كفر است . المؤمنون هيّنون ليّنون : مردم مؤمن ليّن العريكه و حسن الخلق و گشاده روى باشند .
--> ( 1 ) . اسقام جمع سقم : به معنى مرض است .